نوشته‌های محمدمهدی معادی‌خواه

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

وبلاگ شخصی و رسمی من، محمدمهدی معادی‌خواه (-۱۳۷۴)؛ دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهٔ «آموزش زبان انگلیسی» در دانشگاه اراک. (البته، این، وضعیت فعالی و حال حاضر من است)

خیلی خوش آمدید. اینجا یادداشت‌های شخصی و عمومی من را می‌خوانید.

اینجا قرار است دربارهٔ موضوعات مختلفی که به آن‌ها می‌اندیشم و دیدگاه‌های شخصی‌ام بنویسم.

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پیشنهاد» ثبت شده است

استاد عزیز و ارجمند، جناب آقای محمدرضا شعبانعلی یادداشتی خواندنی و آموزنده در وب‌نوشتشان منتشر کرده‌اند که علاوه بر دربرداشتن نظرات شخصی ایشان، حاصل مطالعه بسیار و خواندن جدی منابع علمی است و در آن پیرامون موضوع منابعی هم به صورت لینک معرفی می‌کند.

به امید این که اهل مطالعه باشیم و در استفاده از شبکه‌های اجتماعی هم دقت کنیم و پشت انتشار مطالب در صفحات یا حسابهای ما، فکر و تحلیل نهفته باشد.


من از توییتر، و فرهنگِ توییتری می‌ترسم. خیلی می‌ترسم. - روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلی

اگرچه یکی از موضوعات همین نوشته، اجتناب از خلاصه‌سازی بی‌رویۀ منجر به از بین رفتن محتوا و واقعیت است؛ اما بخشی از جمله‌های ویژه در این متن را برای ترغیب شما به مطالعۀ کل متن در اینجا آورده‌ام.


:-) واضح است که کلیۀ حقوق مادی و معنوی یادداشت و جملات نقل قول‌شدۀ ذیل، متعلق به جناب آقای محمدرضا شعبانعلی است.

«

خبرهای خلاصه می‌توانند خطرناک باشند...

کاش توجه داشته باشیم که اگر ترامپ، همه‌ی حماقت‌های فعلی‌اش را داشت اما اکانت توییتر نداشت، جهان جای بهتری برای زیستن بود.

ضمن اینکه جای بهتری برای خود ترامپ هم بود.

سیاست، همواره لباس بر تن داشته. شبکه‌های اجتماعی، آن را عریان به میان مردم آورده‌اند. تبعات این نوع عریانی، همیشه توسعه‌ی دموکراسی و گسترشِ بیشتر آزادی نیست.

»

- محمدرضا شعبانعلی



«خلق واقعیت جدید از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی»;رسانه;شبکه‌های اجتماعی;توییتر;توئیتر;فیس‌بوک;سیاست;خبر;اخبار;ترامپ;آمریکا;واقعیت;برداشت ذهنی;سالاد کلمات

آقا، خانم؛ خداوکیلی این چه وضعشه؟! درست رانندگی کنید.... این تعداد کُشته در سال خیلی رو اعصابه.... اگه راه و خودروها آشغالن، خب شما با درست روندن جبران کنید که این همه ایرانی و این همه نیروی مولدِ ایرانی هرسال از دست نره.... به امید اون روزِ خوب....

دوستان، خواهران و برادران، در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم و در روزگارِ ما، بیمه خیلی مهم است. مخصوصاً بیمه‌های عمر، بازنشستگی (تأمین اجتماعی یا صندوق بازنشستگی کشوری؛ بسته به این که کجا و برای چه کسی کار می‌کنید)، عمر و سرمایه‌گذاری، حوادث، بلایای طبیعی منزل مسکونی و مسئولیت.

شما را به خدا قسم که برای بیمه نکردن خود و عزیزان و دارایی‌هایتان، بهانه نیاورید که شرکتهای بیمه به تعهدات خود عمل نمی‌کنند و.... اولاً که لنگه کفش کهنه در بیابان نعمتی است و ثانیاً بیمۀ مرکزی بر شرکت‌های بیمه نظارت جدی دارد و میتوان در صورت تخلف و عدم تمکین شرکت‌های بیمه برای پرداخت خسارت، می‌توان از شرکت مربوطه به بیمۀ مرکزی شکایت کرد. آن هم به صورت الکترونیکی، آنلاین و اینترنتی. اینجا یا اینجا. اگر باز نشد با تلفن بیمۀ مرکزی تماس بگیرید.

نمی‌دانم قضیۀ آن خانم ده‌دار را از تلویزیون شنیدید که با مبلغی ناچیز و از بودجۀ ده‌داری، خانه‌های اهالی را بیمۀ بلایای طبیعی (معروف به بیمۀ آتش‌سوزی) کرده بود و از قضا، پس از وقوعِ سیل در آن منطقه، بیمه خسارت منازل مسکونی اهالی را جبران کرد.


حداقلّ فایدۀ بیمه آن است که انسان‌ها با آرامش خیال به برنامه‌ریزی و تلاش بپردازند. این بهره هم با پرداخت مبالغ ناچیز تا نسبتاً ناچیز به راحتی به دست می‌آید.


من، خودم به تمام این چیزهایی که گفتم اعتقاد دارم و هنوز، در حال حاضر و زمان نوشتن این متن، نمایندگی هیچ شرکتی را هم ندارم و از هیچ یک، هیچ پورسانت و هزینه‌ای هم نمی‌گیرم و این که چرا این متن را می‌نویسم، دلیلش این است که اگر این متن باعث شود که خواننده‌ای، برای بیمه کردن خودش، عزیزانش و یا خانه‌اش اقدام کند، همۀ ما در جامعه‌ای بهتر زندگی خواهیم کرد و کسی در اثرِ حادثه از هستی ساقط نخواهد شد.


شرکتهای بیمۀ برترِ کشور از نظرِ من   
-    بیمۀ پارسیان (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ ما (ملت ایران) (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ سرمد
-    بیمۀ دانا
-    بیمۀ البرز
-    بیمۀ پاسارگاد  (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ سامان  (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ ملت
-    بیمۀ حافظ (بیمۀ درمان انفرادی با مراکز طرفِ قرارداد نسبتاً خوب در کلّ کشور)


بیمه را جدی بگیریم و با هر ریسکی که بیمه‌ای برای آن به فروش می‌رسد، با خرید بیمه‌نامه، مقابله کنیم.

علل عدم پیشرفت و عدم سودآوری جدی صنعت گردشگری ملی در ایرانِ ما، از نظر من، این‌ها هستند:


- نبودِ برنامۀ راهبردی و جدی و نداشتنِ ساز و کارهای معرفی و تبلیغ جاذبه‌های گردشگری در فضای مجازی و شبکۀ جهانیِ وب و دنیای اینترنت. هیچ یک از آثار تاریخی و طبیعی ما دارای وب‌سایت رسمی و برنامۀ موبایل رسمی نیستند. ابزارهای رسانه‌ای مبتنی بر فناوری اطلاعات، علاوه بر معرفی و شناساندن جاذبه‌ها، در رزرو بلیت، مسیریابی و دریافت نقشه، اطلاع از مراکز اقامتی و تفریحی و... نیز کاربرد جدی دارند.


- قطعی ارتباط با با نظام پرداخت مالی جهانی و بانک‌داری بین‌المللی و سامانه‌های کارت‌های اعتباری مسترکارت و ویزاکارت که باعث می‌شود مسافران مجبور به حمل پول نقد به ایران شوند و از آن بدتر این که نتوانند از راهِ دور، بلیت و اتاق رزرو کنند و....


- ما امنیت خوبی در کشورمان داریم. اما باید بهتر هم بشود.


- نبودِ سرویس‌های بهداشتی مناسب در جاده‌ها و راه‌ها. ما دستشویی‌های مناسب، تمیز و آبرومندِ بین‌راهی نداریم.


- عدمِ نظافتِ مناسبِ جاده‌ها و راه‌ها و برخی اماکن تاریخی


- کم داشتنِ هتل‌های آبرومند، مناسب و راحت در حدّ استانداردهای بین‌المللی


- دشواری اعطای ویزا به گردشگران خارجی و کمبود راهنمای مخصوص برای اتباع آمریکا و انگلستان.


- نبود برنامه مناسب و کارآمد برای معرفی و برندسازی در رسانه ها


این‌ها اگر حل شوند، شاهد سیلِ گردشگر و دلار به کشور خواهیم بود.


همچنین:

http://maadikhah.blog.ir/1394/07/24/Tourism-in-Iran

ما، عموم مردم ایران، باید از عمق جان باور کنیم که به صنعت گردشگری موفق و سودآور در کشورمان نیازمندیم و باید هر یک از ما، در هر جایگاهی، در حد توان به رشد و شکوفایی صنعت گردشگری ملی کمک کند.


- نفت، در زمانی نه چندان دور، در زمان نوه‌های ما، تمام خواهد شد و آن زمان، منبع درآمد اصلی ما از بین خواهد رفت. ما که کمتر هنری به غیر از فروش نفت داریم، در آن زمان چه خواهیم کرد؟ چگونه خرجِ بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و حقوق کارمندانِ دولت را خواهیم داد؟ ما که درآمد اصلی ملی‌مان وابسته به نفت است، در آن زمان چگونه خواهیم زیست؟


- چه راهی برای خنثی‌سازی تبلیغات ضدایرانی بهتر از خدمات مناسب و امنیت برای گردشگران خارجی؟


- این همه فرصت درآمدزایی، جاذبۀ گردشگری و آثار تاریخی و باستانی در کشور ما، بلااستفاده مانده‌اند. در دنیای ما، کشورها اقدام به ساخت جاذبه‌های مصنوعی و الکی کرده‌اند و چه پول‌های بسیاری که درآورده‌اند و در همین زمان، ما هنرِ بهره‌مندی از میراث نیاکانمان را نداشته‌ایم. آیا حیف نیست؟