نوشته‌های محمدمهدی معادی‌خواه

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

وبلاگ شخصی و رسمی من، محمدمهدی معادی‌خواه (-۱۳۷۴)؛ دانشجوی کارشناسی رشتهٔ «تربیت دبیر زبان انگلیسی» در دانشگاه فرهنگیان.

خیلی خوش آمدید. اینجا یادداشت‌های شخصی و عمومی من را می‌خوانید.

اینجا قرار است دربارهٔ موضوعات مختلفی که به آن‌ها می‌اندیشم و دیدگاه‌های شخصی‌ام بنویسم.

آخرین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عرضه و تقاضا» ثبت شده است

یک. آقای رضا امیرخانی در کتاب نشت نشا غفلت از دیدگاه مسئله‌محور را در مقدمهٔ توضیح علل واقعی پدیدهٔ فرار مغزها توضیح داده‌اند که قویاً کتاب را توصیه می‌کنم. عدم توجه به درون‌داد و برون‌داد ساز و کارهای طبیعی یکی از مشکلات فهم مسئله است که گریبانگیر خیلی از ماست. از طرف دیگر ایشان به درستی از جوسازی و پیچیده‌انگاری ما در تحلیل مسائل سخن گفته‌اند. آن‌جا که از اظهار نظرهای ژورنالیستیک پیرامون مهاجرت نخبگان صحبت می‌کنند.

دو. یکی از قوانین بدوی و بسیار ابتدایی و زیربنایی اقتصاد که هر انسان زنده‌ای ناخودآگاه با آن سر و کار دارد، موضوع عرضه و تقضاست. اصلاً موضوع بنیادین علوم اقتصاد و کسب و کار، رابطهٔ منطقی و طبیعی نیاز با خدمت/محصول برطرف‌کنندهٔ نیاز است. هر یک از ما خرج چیزی می‌کنیم که نیازی از نیازهای ما را برطرف کند. از آن طرف هم سرمایه و تولیدکنندهٔ کالا و خدمت از هر صنف و حرفه جایی می‌رود که سودآوری بالا و ریسک کم وجود داشته باشد.

این مقدمه برای نقد دیدگاهی متواتر و همه‌گیر پیرامون حذف کنکور بیان شد.

بسیاری از کارشناسان محترم و مسئولین ارجمند که صدالبته اقرار می‌کنم به فزونی علم آنان از شاگرد کوچکی چون من و آگاهی و اشراف بیشتر آن‌ها و همچنین بسیاری از مردم، طوری دربارهٔ عدم توفیق در حذف کنکور سخن می‌گویند که باعث می‌شود ترس پشت انسان را بلرزاند  و دست‌های پنهان سرویس‌های جاسوسی بیگانه را در کار تصور کند. استفاده از عبارت «مافیا» برای کنکور و کسب و کارهای مرتبط با آن واقعاً از نظر دانشجوی تازه‌کار و نابلدی چون من عجیب به نظر می‌سد. این نوشته نظر شخصی من است و اصراری هم بر درستی آن ندارم. اما دوست دارم آن چه در ذهنم است، ناگفته نگذارم. با جستجوی عبارت شورای عالی آموزش و پرورش+کنکور+مافیا در گوگل می‌توانید به نظرات دبیر محترم و ارجمند شورای عالی آموزش و پرورش، جناب آقای دکتر نویدادهم پیرامون کنکور دست پیدا کنید. ساده‌ترین دلیل این که ایشان برای اظهار نظر پیرامون مشائل آموزشی از من شایسته‌تر هستند همین است که من هنوز ترم اول کارشناسی هستم و ایشان سال‌ها قبل درجهٔ دکتری را اخذ کرده‌اند. اما فرهیخته‌ای چون ایشان که اهمیت تفکر خلاق و انتقادی در آموزش نوآموزان را می‌دانند، به یقین بر من خرده نخواهند گرفت. امیدوارم که ببخشایند و جسارت نکرده باشم.

کنکور حذف نشده چون چاره‌ای جز آن نبوده و نیست. گزینش دانشجو با روشی به جز برگزاری کنکور ناممکن است. این که گفته می‌شود سوابق تحصیلی ملاک قرار داده شود یا وزارت آموزش و پرورش در گزینش شرکت کند، وقت و هزینه را در کار افزایش می‌دهد و در نهایت هم شاید آسیب‌ها را بیشتر کند.... جوری که آدم یاد ضرب‌المثل «اومد ابروش رو درست کنه، زد چشش رو کور کرد» می‌افتد. اصلاً خیلی طبیعی و منطقی و مطابق اصول حقوقی و مدیریتی است که مجموعه‌ای که ارزیابی مجموعه‌ای دیگر را به عهده دارد، خارج از مجموعهٔ ارزیابی‌شونده باشد تا هیچ شک و شبهه‌ای در بین نباشد و روند ارزیابی عادلانه و قابل استناد باشد.

با کمال احترام و عرض ادب، اما آیا واقعاً لغت مافیا بر پدیده‌های اقتصادی وابسته به کنکور دلالت مناسبی دارد؟ دانش‌آموز کنکوری می‌بیند که آیندهٔ شغلی و درآمدی او تا حد زیادی در گرو ادامه تحصیل در چند رشته و گاه دانشگاه خاص است و شــــرط لازم - و نه کافی - برای داشتن «کار» در زمان پایان تحصیل، خواندن فلان رشته در بهمان دانشگاه است. از طرف دیگر (درست یا غلط) فکر می‌کند برنامهٔ درسی عمومی عادی مدرسه و صرف خواندن کتب درسی، او را برای کنکور آماده نمی‌کند که گاه واقعاً هم همین‌طور است و تقصیر هیچ‌کس هم نیست. اینجاست که احساس نیاز و یا خود نیاز، علت بروز پدیدهٔ صنعت کنکور می‌شود. افرادی که حس توانمندی می‌کنند وارد گود می‌شوند و توانایی خود را در برآوردن نیاز آمادگی برای کنکور یا دست کم ایجاد حس آمادگی، می‌آزمایند. بعد موفق‌ها پولدارتر و پولدارتر می‌شوند و کارشان را گسترش می‌دهند و.... همه چیز خیلی طبیعی است. اصلاً مافیایی در کار نیست. هر صنعت دیگری که تصور کنید هم همین‌گونه است.

درست است که خیلی ضایع است که کنکور در کشور ما به این پایه صنعت باشد، اما مشکل جایی دیگر است. بازار کار و اقتصاد، به جز در چند رشتهٔ خاص و گاه دانشگاه خاص (بسته به گروه آزمایشی)، هیچ‌گونه ارتباطی با آموزش عالی و برنامهٔ درسی دانشگاهی ندارد. کشور عزیز ما، ایران اسلامی، با مشکل جدی کمبود آب و خشکسالی مواجه است. پس در یک نتیجه‌گیری منطقی، با توجه به لزوم مدیریت منابع آب، باید رشته‌های مهندسی آب و آب‌شناسی و آبخیزداری، جدی گرفته شوند؛ اما در عمل می‌بینیم که هیچ بنی بشری این رشته‌ها را انتخاب نمی‌کند؛ مگر در حالت اجبار یا تنها گزینه بودن یا تنها گزینهٔ «دانشگاه دولتی» بودن یا تنها راه فرار موقت از خدمت مقدس وظیفهٔ عمومی بودن و....

این قضیهٔ مافیا، مرا به یاد بخشی از نفحات نفت آقای امیرخانی می‌اندازد که می‌گفتند «سرمایه‌گذار را زالوصفت و سودجو (تردید از راوی که من - نویسندۀ یادداشت - باشم) می‌نامیم» و این می‌شود که عرصه را بر فعال اقتصادی واقعی تنگ می‌کنیم. (قسمت داخل «» هم عین عبارت آقای امیرخانی نیست)

رقابتِ بسیار شدید و دارای جامعهٔ آماری گاه به شکلی سرطانی بزرگ، چاره‌ای جز اصل قرار دادن کنکور باقی نمی‌گذارد. امسال، بیش از نصف کل داوطلبان کنکور در گروه آزمایشی علوم تجربی ثبت نام کرده‌اند؛ لابد با دورنمایی از رشته‌های درمانی (پزشکی و دندان‌پزشکی و داروسازی تا پرستاری و فیزیوتراپی تا بیهوشی و تکنیسینی اتاق عمل و...) که امروز، قدری بازار کار دارند.

هدایت تحصیلی به طور خودکار آن هنگام که دانش‌آموز نوجوان جامعه‌اش را می‌بیند، اتفاق می‌افتد و بدون تغییر بلند مدت و بنیادین نظام اقتصادی و کسب و کار نمی‌توان دانش‌آموز را برای «جور دیگر دیدن» متقاعد کرد.

واضح و غیرقابل انکار است که کلیت پدیدهٔ کنکور در شکل امروزی کشور ما، باعث عدم نیل به اهداف نظام آموزشی شده و فرصت خلق و داشتنِ یک نظام آموزشی خلاق و پویا و شکوفاکننده را - علی رغم تلاش‌ها - از ما گرفته است؛ اما مافیا خواندن صنعت کنکور، دردی دوا نمی‌کند.

این هم که گفته می‌شود گردش مالی فوق‌العاده و درآمد سرشار صنعت کنکور باعث می‌شود که ذینفعان مانع از حذف کنکور شوند، دو پاسخ دارد: نخست آن که اگر یک راه حل اساسی، جامع، کامل، عملی و منطقی برای گزینش دانشجو اختراع (!) شود و نیاز به برگزاری کنکور از بین برود، شیوهٔ آمادگی برای آن راه حل جایگزین (شرایط جدید گزینش دانشجو) خود به خود نیاز به مؤسسات کنکوری را از بین می‌برد؛ یعنی دانش‌آموزان با فهم این که زمانه عوض شده و روزگار دیگر کنکوری نیست، به دنبال محصولاتی خواهند بود که آنان را برای ساز و کار جایگزین آماده کند و خود به خود و بدون هیچ اقدامی، صنعت کنکور بدون مشتری می‌ماند و مجبور می‌شود در جهت اهداف و شرایطِ شیوۀ جدید حرکت کند. امری که کمک‌کننده هم هست. دومین پاسخ که امری است واقعی و نه حقیقی (واقعیت است، چون وجود دارد و حقیقت نیست چون همیشه درست نیست) آن است که هر سرمایه‌گذار و سرمایه‌دار و فعال اقتصادی، مقابل آن‌چه نانش را آجر می‌کند می‌ایستد، همان‌طور که صنعت خودروی امروز کشور ما عمل می‌کند و تقصیر هیچ‌کس هم نیست.

اگر منظور از سوابق تحصیلی که امروزه خیلی از مسئولین می‌گویند باید اصل و اساس گزینش دانشجو باشد، امتحانات نهایی باشد؛ غیر ممکن است بتوان از آن طریق دانشجو گزینش کرد. تعداد دانش‌آموزان دارای معدل برابر بیشتر از ظرفیت خیلی از رشته‌هاست و خطری هم که نباید نادیده گرفت آن است که ممکن است خدای ناکرده دست‌کاری‌هایی در نمرات امتحانات نهایی رخ دهد و تخلفاتی باعث لکه‌دار شدن گزینش نظام آموزش عالی کشور شود. اشکالی دیگر هم هست که بالاتر عرض شد: آموزش عالی و سازمان سنجش آموزش کشور، باید دستاوردهای وزارت آموزش و پرورش را بسنجد، ارزیابی‌کننده و ارزیابی‌شونده نباید یکی باشند.

این که «کنکور فرآیند یاددهی و یادگیری نظام آموزشی را مختل کرده است» و «خلاقیت و پرسشگری قربانی مهارت "تست‌زنی" در کنکور شده» کاملاً درست و صحیح و به جاست؛ اما چارۀ کار چیست؟ عدالت نسبی کنکور را (که عوامل مختلفی از جمله سهمیه‌های مناطق آن را ایجاد کرده‌اند) قرار است با چه روشی تأمین کنیم؟

به امید آن که بشود که کنکور حذف شود.... :)