نوشته‌های محمدمهدی معادی‌خواه

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

وبلاگ شخصی و رسمی من، محمدمهدی معادی‌خواه (-۱۳۷۴)؛ دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهٔ «آموزش زبان انگلیسی» در دانشگاه اراک. (البته، این، وضعیت فعالی و حال حاضر من است)

خیلی خوش آمدید. اینجا یادداشت‌های شخصی و عمومی من را می‌خوانید.

اینجا قرار است دربارهٔ موضوعات مختلفی که به آن‌ها می‌اندیشم و دیدگاه‌های شخصی‌ام بنویسم.

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطره» ثبت شده است

بابام تعریف می‌کرد زمان جنگ، اوایلش، یه نوع موشک خریده بودیم از کُره (شمالی یا جنوبی‌ش رو یادش نیست. هرکدوم هم می‌تونه باشه. شاید شمالی احتمالش بیشتره D:) که نوعی ضدهوایی دستی بود و مثل آر.پی.جی شلیک و استفاده می‌شد. روش کارش هم این بود که بعد از شلیک و رهایی، دنبال حرارت و گرمای موتور هواپیما می‌رفت.

بابام می‌گه یه روز که یکی از هواپیماهای جنگی عراقی از منطقه رد می‌شده، یکی از رزمنده‌ها اون موشک رو شلیک می‌کنه و بعد، موشک به جای دنبال کردن هواپیمای جنگی عراق، دنبال حرارت دودکش یا اجاق‌های آشپزخانۀ لشکر می‌ره و این قضیه، تا مدت‌ها سوژۀ خندۀ بابام و همکاراش بوده!

یعنی واقعاً عجب چیز الکیِ بُنجُلی بوده این موشک!

غرض از نقل این داستان این که یادمون باشه شهدا، جانبازان، آزاده‌ها و رزمندگان ما با اسلحه‌هایی که خیلی‌هاش مزخرف و به‌درد‌نخور بوده، کشور رو حفظ کردن.