نوشته‌های محمدمهدی معادی‌خواه

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

وبلاگ شخصی و رسمی من، محمدمهدی معادی‌خواه (-۱۳۷۴)؛ دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهٔ «آموزش زبان انگلیسی» در دانشگاه اراک. (البته، این، وضعیت فعالی و حال حاضر من است)

خیلی خوش آمدید. اینجا یادداشت‌های شخصی و عمومی من را می‌خوانید.

اینجا قرار است دربارهٔ موضوعات مختلفی که به آن‌ها می‌اندیشم و دیدگاه‌های شخصی‌ام بنویسم.

۱۰ مطلب با موضوع «نگرانی» ثبت شده است

لینک (پیوند): کلید خاموشی بحران: اقتصاد سیاسی حوزه نیرو در ایران؛ ریشه چالش آب و قطع برق (یادداشت و تحلیل حمید چیت چیان (وزیر نیرو در دولت یازدهم) دربارۀ سیاست قیمت گذاری و نرخ فروش برق و آب در کشور - روزنامۀ دنیای اقتصاد)(+)


البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که از نظر مصرف برق، کشور ما در ردۀ نوزدهم جهان است و کشور آلمان که از نظر تعداد افراد جمعیت شبیه ماست؛ چندین رتبه از ما بالاتر است. (منبع) البته این حرف درست است که شاید مصرف برق آلمان بالاست چون برای مصــرف کــارخانه و مراکز تولــید کالا و خدمات استــفاده می شود؛ اما به هر حال، کشور ما، کشور پرمصرفی از نظر مصرف برق نیست. شاید هم چون ما در ایران منازل را با برق گرم نمی کنیم و با برق اجاق پخت و پز را روش نمی کنیم؛ مصرف تا حدی پایین است که در ردۀ نوزدهم قرار بگیریم.

به هر حال، مطالعۀ یادداشت خواندنی جناب چیت چیان، خالی از لطف نیست و لازم است همۀ ما به فکر باشیم و درست مصرف کنیم.

به گمانم سال نود و سه بود که می‌خواستم مطلبی بنویسم با عنوان «حس بد زندگی نکردن و خطرات اجتماعی آن». موضوع مطلب، عدم رضایت عمیق و نارضایتی ریشه‌دار از زندگی در میان ایرانیان و خطرات، پیامدها و تبعات آن بود. دقت کنید که حس می‌تواند واقعی باشد یا نباشد و موضوع بحث، این نیست که حس بد، بر پایۀ واقعیت است یا تنها بر پایۀ تصور. فعلاً کاری به این نداریم.


رویدادهای زندگی و تنبلی و... باعث شد که مطلب را ننویسم و اکنون چهار سال گذشته است.


امروز دیدم نویسندۀ عصر ایران، دقیقاً با افکاری شبیه به افکار آن روزهای من، این مطلب را نوشته است:


زنده بودن، بدون زندگی کردن؛ این خطر را جدی بگیریم

این که فرد، درست یا غلط، بر این باور باشد که حقش را از زندگی و دنیا نگرفته، می تواند نقش های اجتماعی او را دستخوش تغییرات منفی کند و اثری مخرب بر کنش اجتماعی او داشته باشد.


شاید بعداً بیشتر نوشتم.

مرحوم پروفسور دکتر ابوبکر زین‌العابدین عبدالکلام (A. P. J. Abdul Kalam)، دانشمند علوم موشکی و هسته‌ای و رییس‌جمهور اسبق هند، سخنرانی بسیار جالب، آموزنده و تأمل‌برانگیزی دارند که می‌تواند الهام‌بخش باشد و ما را به تفکر وادارد. مخاطب این سخنرانی، مردم هند هستند؛ اما ما ایرانیان نیز به عنوان مردمان کشوری در حال توسعه، می‌توانیم مخاطب بخش عمده‌ای از این سخنان باشیم و از این گفتار، بیاموزیم تا کشوری بهتر و فردایی زیباتر داشته باشیم.

مطالعۀ این متن، اشاره‌ای ارزشمند برای یافتن نقش شخصی خود ما در توسعه و پیشرفت کشور، به ما می‌دهد.


شما به جای هند، نام ایران را بگذارید و مشکلات کشور ما را به جای مشکلات هندوستان، جایگذاری کنید.


  سخنرانی پروفسور زین‌العابدین عبدالکلام از اندیشمندان هند و پدر انرژی هسته‌ای این کشور


«

در خلال سه هزار سال گذشته، مردمانی از سراسر جهان به سرزمین ما، هندوستان، حمله کرده‌اند؛ زمین‌های ما را غصب کرده و اموالمان را به یغما برده‌اند. پس از اسکندر، یونانیان، ترک‌ها، مغول‌ها، پرتغالی‌ها، بریتانیایی‌ها، فرانسوی‌ها و هلندی‌ها بر ما تاخته‌اند؛ ولی ما، هیچ خصومت و جنگی را علیه ملت دیگر به راه نینداخته‌ایم. ما کسی را نکشته‌ایم؛ زمینی را غصب نکرده‌ایم و تلاش نکرده‌ایم تا فرهنگ و تاریخ سرزمینی را آن‌گونه که خود می‌خواهیم، تغییر دهیم. با وجود این که ما، باید به خود ببالیم؛ ولی لازم است برخی موارد را، هرچند علیه ما باشد، قبول کنیم. طی چهل سال گذشته، ما یک کشور در حال توسعه بوده‌ایم؛ ولی اکنون وقت آن رسیده که به سوی توسعه‌یافتگی حرکت کنیم. از لحاظ تولید ناخالص داخلی، ما در میان پنج کشور نخست جهان هستیم. نرخ رشد اقتصادی ما در برخی عرصه‌ها، ده درصد است. فقر رو به کاهش است و پیشرفت و توسعۀ ما در سطح جهان به رسمیت شناخته شده‌است. با این حال، ما از اعتمادبه‌نفس کافی برای این که خود را ملتی توسعه‌یافته بدانیم، برخوردار نیستیم.

چرا رسانه‌ها در اینجا اینقدر منفی هستند؟ چرا ما در هند، نقاط قوت و دستاوردهای خود را نمی‌پذیریم و آن را مسخره می‌کنیم؟ ما ملت بزرگی هستیم. ما موفقیت‌های بزرگی داشته‌ایم؛ ولی نمی‌خواهیم به آن‌ها اذعان نماییم. چرا؟! ما کشور اول جهان در تولید شیر هستیم. ما در ساخت برخی انواع ماهواره‌ها کشور اول جهان هستیم. ما دومین تولیدکنندۀ آرد در جهان هستیم. ما دومین تولیدکنندۀ بزرگ برنج جهان هستیم. میلیون‌ها مورد از این دست موفقیت‌ها در زندگی ما وجود دارد؛ ولی رسانه‌ها اغلب بر اخبار بد، ناکامی‌ها و فجایع تمرکز می‌کنند. سال‌ها پیش، زمانی که در تل‌آویو بودم؛ یک روزنامۀ اسرائیلی را می‌خواندم. در روز قبل از آن، بمباران‌های زیادی رخ داده و منجر به مرگ بسیاری شده بود؛ ولی صفحۀ اول روزنامه، به تصویری از مردی یهودی اختصاص داشت که ظرف پنج سال، زمین بیابانی و سنگلاخ خود را به مزرعه‌ای سبز و پرمحصول تبدیل کرده‌بود. این تصویری بود که هرکسی در اول صبح با آن مواجه می‌شد. جزئیات کشتار، بمباران و مرگ، در درون روزنامه و در بین سایر اخبار، پنهان بود. ولی در هندوستان، ما تنها دربارۀ مرگ، بیماری، تروریسم، تجاوز و جنایت می‌خوانیم. چرا ما اینقدر منفی هستیم؟! رسانه‌های ما به شکل چشمگیری در خصوص نگرشی که در ذهن ما شکل گرفته، مسئولند. رسانه‌ها تفکر و فلسفۀ منفی‌نگری و بدبینی را ترویج می‌کنند. سؤال دوم؛ چرا ما به عنوان یک ملت، اینقدر واله و شیدای کشورهای دیگر هستیم؟! ما فقط لباس، تلویزیون، فناوری و تکنولوژی خارجی را می‌پسندیم. مگر نمی‌دانیم که احترام به خود، از خوداتکایی و اعتمادبه‌نفس حاصل می‌شود؟

روزی در حیدرآباد مشغول سخنرانی بودم که یک دختر چهارده‌ساله از من تقاضای امضا کرد. از او پرسیدم که هدفش در زندگی چیست؟ پاسخ داد که می‌خواهم در هندوستانی پیشرفته زندگی کنم. از نظر او، شما و من بایست این هند پیشرفته را بسازیم. ما، باید علناً اظهار کنیم و جار بزنیم که هندوستان، کشوری توسعه‌نیافته نیست؛ بلکه ملتی بسیار توسعه‌یافته دارد. شما ممکن است بگویید که دولت ما کارآمد نیست. یا این که قوانین ما، خیلی قدیمی هستند. شما ممکن است بگویید که شهرداری، آشغال‌ها را به‌خوبی جمع نمی‌‌کند؛ خطوط تلفن به خوبی کار نمی‌کنند؛ راه‌آهن بیشتر به یک جوک شبیه است. خطوط هوایی ما، بدترین در سراسر جهان هستند و بسیاری از نامه‌ها و مرسولات پستی، هرگز به مقصد نمی‌رسند. شما ممکن است بگویید که کشور ما، محلی برای زندگی سگ‌ها شده و یک زباله‌دانی بزرگ است. شما ممکن است بگویید و باز هم بگویید.... ولی سؤال اینجاست که چه کاری برای پیشگیری از این‌ها انجام داده‌ایم؟

یک هم‌وطنتان را در حال مسافرات به سنگاپور، در نظر بگیرید. نامی برای او انتخاب کنید. چهره‌ای برای او در ذهنتان ترسیم نمایید. هنگامی که او از فرودگاه وارد سنگاپور می‌شود؛ هرگز ته‌سیگار یا ته‌ماندۀ مواد غذایی خود را بر روی زمین نمی‌اندازد. شما از خطوط متروی آن کشور، احساس غرور می‌کنید. شما پنج دلار برای عبور از خیابان اُرچارد، در بین ساعت پنج تا هشت بعدازظهر، می‌پردازید. اگر بیش از زمان مقرر، در رستوران یا پاساژی که در برگۀ شناسایی‌تان ذکر شده؛ توقف کنید؛ به محل پارکینگ بازمی‌گردید تا بلیت پارکینگتان را سوراخ کنید. در سنگاپور، شما هیچ چیز نمی‌گویید؛ هیچ انتقادی نمی‌کنید؛ این‌گونه نیست؟! شما جرأت ندارید در ماه رمضان در اماکن عمومی دبی چیزی بخورید. همچنین، جرأت ندارید که بدون پوشاندن موها در جده، تردد کنید؛ یا در واشنگتن، سرعت خودرویتان از پنجاه و پنج مایل در ساعت (88 کیلومتر بر ساعت) تجاوز کند و به مأمور راهنمایی و رانندگی بگویید: «تو مگر مرا نمی‌شناسی؟!» شما پوست میوه‌هایی را که در سواحل استرالیا و نیوزیلند می‌خورید؛ فقط در سطل زباله می‌اندازید. آیا شما در خیابان‌های توکیو آشغال می‌ریزید؟ چرا شما در بوستون، بلیت تقلبی خریداری نمی‌کنید؟ ما کماکان داریم دربارۀ همان «شما» صحبت می‌کنیم. شمایی که سیستم یک کشور خارجی را در آن کشور، به راحتی قبول می‌کند؛ ولی در کشور خود، این کار را نمی‌کند. شما که به محض بازگشت به هند، کاغذها و ته‌سیگار خود را بر زمین می‌اندازید.

شما که در یک کشور خارجی، شهروندی مطیع قانون هستید؛ چرا همین کار را در هند انجام نمی‌دهید؟ زمانی در مصاحبه‌ای، نمایندۀ معروف بمبئی، آقای تینایکار، نکته‌ای گفت: «قدم زدن سگ‌های افراد ثروتمند، در پیاده‌رو و خیابان‌ها، سبب تجمع مقادیر زیادی فضولات شده که منظرۀ شهر را بسیار زشت و نامطبوع ساخته.» وی در ادامه افزود: «سپس همان مردم در گوشه‌و‌کنار از دولت و مقامات به دلیل کثیف بودن پیاده‌رو و خیابان‌ها انتقاد می‌کنند. آن‌ها توقع دارند دولت برایشان چه‌کار کند؟! با خاک‌اندازی سگ‌ها را دنبال کند و هرجا آن‌ها فشاری بر روده‌هایشان احساس کردند؛ خاک‌انداز را زیرشان بگیرد؟! در آمریکا، مالکان سگ‌ها همگی خاک‌انداز یا وسیله‌ای را با خود می‌برند تا هرگاه سگشان کارش را انجام داد؛ محل را پاک کنند. همین شرایط در ژاپن نیز وجود دارد. آیا شهروندان هندی، این کار را در اینجا انجام می‌دهند؟!» او راست می‌گفت. ما دولت را وسیله‌ای برای فرافکنی مسئولیت‌ها از دوش خود می‌دانیم. ما می‌خواهیم مثل نازپروردگان، گوشه‌ای بنشینیم و انتظار داشته‌باشیم دولت برایمان همه‌کار انجام دهد؛ در حالی که خود هیچ‌گونه مشارکتی نمی‌کنیم. ما از دولت انتظار داریم همه‌جا را تمیز کند؛ ولی از انداختن زباله به همه‌جا به‌جز سطل آشغال، ابایی نداریم. ما انتظار داریم که راه‌آهن، دستشویی‌های تمیزی برایمان فراهم کند؛ ولی خودمان نمی‌خواهیم طرز صحیح استفاده از کاغذ توالت را بیاموزیم1. ما از هواپیمایی هند توقع داریم که بهترین غذا و امکانات را برایمان فراهم کند؛ ولی دست از دزدی و برداشتن چیزهای کوچک برنمی‌داریم. جالب است که حتی کارمندان هواپیمایی نیز دست به این کار زشت می‌زنند. این همۀ سیستم است که باید تغییر کند. خب، چه کسی باید سیستم را تغییر دهد؟! مگر سیستم، از چه چیزی تشکیل شده؟ پاسخ خیلی ساده است. سیستم شامل خود ما، همسایگان، هم‌محله‌ای‌ها، همشهریان، ساکنان سایر شهرها و دولت می‌شود. هنگامی که نوبت به ما می‌رسد تا مشارکت مثبتی در سیستم داشته باشیم؛ خود و خانواده‌مان را در پیلۀ امنی در یک گوشه قرار می‌دهیم و مثال‌هایی از کشورهای دور می‌زنیم و منتظر می‌شویم تا مخاطبان بگوید: «بله! درست می‌فرمایید. مملکت ما درست نمی‌شود!» ما مردم برای بیدار شدن از خواب، نیاز به صدای مسلسل داریم! چند انتخاب داریم: اول، آن که منتظر جادوگری بمانیم تا با جاروی جادویی خود، تمام سرزمین‌مان را پاک‌سازی کند و یا این‌که کشور را ترک کنیم و از آن، بگریزیم؛ مثل افراد تنبل یا ترسو. ما به آمریکا می‌گریزیم تا در زیر نورِ پیشرفت و توسعۀ آن‌ها، حمام آفتاب بگیریم و سیستم‌شان را تحسین کنیم. هرگاه نیویورک ناامن شد؛ به انگلستان می‌رویم. هنگامی که انگلستان دچار رکود و بحران اقتصادی شد؛ با پروازی به کشورهای حاشیۀ خلیج فارس مهاجرت می‌کنیم. هرگاه خلیج فارس دچار جنگ و بحران شد؛ ما برای رهایی خود، به خانه و نزد دولت هند بازمی‌گردیم. هرکسی به دنبال سوءاستفاده و تجاوز به کشور است. کسی به فکر تغذیۀ سیستم نیست. ما وجدان خود را به پول و منابع شخصی فروخته‌ایم.

من سخنان خود را با جمله‌ای از جان اف. کندی به پایان می‌برم که روزی به مردم هندوستان گفت: «تلاش کنید هرآن‌چه لازم است را انجام دهید تا هند نیز کشور پیشرفته‌ای مانند سایر کشورهای پیشرفته باشد.2»

»


ترجمۀ کیوان شعبانی‌مقدم

 

از کتاب « نه یک انتخاب، که تنها انتخاب»، کیوان شعبانی‌مقدم و پریسا پاشایی. قم: انتشارات شاکر. چاپ دوم: 1394. شابک: 8-57-2883-964-978. شمارۀ مدرک: 3881263. موضوع: محیط زیست، حفاظت، آلودگی‌ها، تأثیر بر محیط زیست. رده‌بندی کنگره: 1394، 9ن 6ش/TD174



پانویس


1. قضیۀ کاغذ توالت در ایران باید به رعایت نظافت در سرویس های بهداشتی تبدیل شود که برخی رعایت نمی کنند. بومی سازی را خودتان انجام دهید. تشکر.
2. کندی حرف های خوب و جالب زیاد دارد. مثل این که علیه اسرائیل هم یکجا، چیزی گفته. بیخود نبود دخلش را آوردند. (به محتوای این مطلب، ارتباط چندانی نداشت؛ ببخشید)

پی نوشت

خطوط تلفن همراه و هواپیمایی های داخلی ما تا حدودی دچار مشکلاتی مانند هند هستند. اما پُست، خدا را شکر، وضع قابل قبول و رضایت بخشی دارد.

دقت بفرمایید که فقر در هند به دلیل جمعیت زیاد، بسیار وضع فجیع و وحشتناکی دارد. فقیرترین فقرای ما هم وضعشان به بدی و وحشتناکی فقرای هند نیست. فساد در مؤسسات خیریۀ هندی در بعضی نقاط بسیار است. (ماجرای خانم نرگس کلباسی اشتری و رایاگادا (؟!)) هند به دلیل قدرت در صنایع تسلیحاتی و دفاعی و هوافضا، تاحدودی جزو قدرت های نوظهور است. از نظر رفاه، در برخی زمینه ها وضع ما بهتر است و در بعضی کالاها و اقلام هم، آنجا ارزانی است. بنزین در کشور ما ارزان تر از آنجاست. خلاصه اگر هند به جایی رسیده، به هرجایی که بوده؛ ما هم می توانیم به آنجا برسیم.

جان مایۀ این سخنرانی آن است که برای خود وظیفه و مسئولیت تعریف کنیم و نسبت به خود و نقش خود حساس باشیم و در حد امکان، هر جا می توانیم؛ به امور کشور خود کمک کنیم. به فساد فکر نکنیم؛ از خود شروع کنیم.

ایران ما در تولید برخی میوه ها در ردۀ نسبتاً خوبی است. در برخی صنایع هم پیشرفت هایی داشته. ما نیروی کار متخصص داریم؛ بچه های شریف و صنعتی امیرکبیر و... را داریم؛ اراده و کاهش فساد لازم است. در نبود فساد، اتفاقات خوب بسیاری خواهد افتاد. فساد هم کوچک و بزرگ و خرد و کلان دارد و کوچکترین فرد هم می تواند مرتکب آن شود.

مشارکت در امور ملی، از پرداخت مالیات تا همکاری با نهادهای دولتی و مردمی و کمک به مدارس و... تا ایجاد اشتغال و نریختن آشغال و همکاری در بازیافت و...، دامنۀ وسیع و گسترده ای دارد.



نمیخوام شعار بدم یا محبوبیت کسب کنم؛ ولی به خدا حاضرم تیکه تیکه بشم ولی بلایی که سال 2006 سرِ اون دختر 14 سالۀ عراقی و خانواده‌اش تو روستای محمودیۀ عراق اومد، حتی یک صدمش هم سرِ هیچ بانوی ایرانی نیاد. من، رو تموم بانوان بزرگوارِ هموطنم – چه با حجاب و چه بدحجاب و چه بی‌حجاب – به عنوان یه برادر کوچکتر، غیرت دارم.

لینک اتفاقی که برای اون بیچاره افتاد:

ویکی پدیای فارسی

ویکی پدیای انگلیسی


خواهران، برادران، میدونید چرا دولت هرگز در کشور ما پاسخگو نیست؟ یکی از دلایلش مطالبهگر نبودنِ ماست.... هر مسئلهای مربوط به دولت هست، از راههای مختلف از دولت بخواین که کاری کنه و نتیجه رو اعلام کنه.... یکی از اون راهها هم تماس با شماره تلفن 111 در سراسر کشوره.

آقا، خانم؛ خداوکیلی این چه وضعشه؟! درست رانندگی کنید.... این تعداد کُشته در سال خیلی رو اعصابه.... اگه راه و خودروها آشغالن، خب شما با درست روندن جبران کنید که این همه ایرانی و این همه نیروی مولدِ ایرانی هرسال از دست نره.... به امید اون روزِ خوب....

هر کاربر هرگونه شبکۀ اجتماعی، باید بداند که برخی رفتارها در شبکه‌های اجتماعی ضایع و خز هستند و روی اعصاب می‌باشند. باید از این رفتارها جداً اجتناب نمود. برخی از این رفتارها شامل موارد زیر است:


-    توهین به اقوام و مذاهب
-    شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی ‌و تکثیرِ شایعه

-     تولید (!)  و تحریف تاریخ و همچنین تکثیر آن از راه فرستادن مطالب جعلی برای دوستان

-     کاربرد نا به جای جملۀ «لطفاً اطلاع رسانی کنید.» و ترغیب مخاطب به باز فرستادن مطلب با استفاده از التماس، تهدید، نفرین و...

-    استفاده از شبکۀ اجتماعی به عنوان مرجع خبری یا محل انتشارِ خبر (خبرگزاری)؛ مگر آن که مرجعِ خبری معتبر منبعِ خبر، با لینک زنده معرفی شود.
-    نقل کردن هرگونه جمله از انیشتین، پروفسور حسابی، پروفسور دکتر مجید سمیعی و دیگر مشاهیرِ زنده و مرده، مگر آن که مدرک دال بر آن که فرد مشهور، واقعاً چنین چیزی گفته، ذکر شود.
-    تجویزِ گفتن هر ذکری به هر تعداد و با هر فایده؛ مگر آن که مدرک دقیق توصیه به آن ذکر، نوشته شده باشد.


شما چه رفتارهای خزِ دیگری می‌شناسید؟

هر انسانی باید با ایدز، راه‌های انتقالِ آن و نحوۀ پیشگیری از آن آشنایی داشته باشد. برای این منظور، چند دقیقه وقت بگذارید، اینجا کلیک کنید و مقالۀ ایدز در ویکی‌پدیای فارسی را بخوانید.

رفتارهایی که در طیِ آنها ممکن است ویروس ایدز انتقال یابد، رفتارهای پرخطر نامیده می‌شوند که شامل ارتباط جنسی محافظت نشده، تزریق با سرنگ مشترک و تماس جسم آلوده به خون و ترشحات بدن فردِ آلوده با خون و ترشحات فرد دیگر است. به جز اشک، بزاق و عرق که حاوی مقادیر بسیار کم ویروس هستند، دیگر ترشحات امکان انتقال عفونت ایدز را دارند.

 هرگونه تماس جنسیِ محافظت نشده (بدون استفاده از پوشش*) رفتاری پرخطر است؛ چه فرد به عنوان تاپ وارد عمل جنسی شود و چه به عنوان بات.

ایدز، بیماری منحصربه‌فردی است. از هنگامی که ویروس بیماری ایدز وارد بدن یک فرد شود تا زمانی که حتی با آزمایش خون ویژۀ تشخیص اچ. آی. وی، مشخص شود که شخص حامل ویرویس است و ویروس به تعداد زیاد در خون او موجود است؛ ممکن است سه تا شش ماه طول بکشد. یعنی هر زمان که فردی آزمایش دهد و نتیجه، منفی به دست آید، آنچه می‌توان از آن مطمئن بود این است که او از شش ماهِ پیش به قبل رفتارِ پرخطر نداشته و یا اگر داشته، منجر به انتقال ویروس نگردیده است. برای اطمینانِ صد در صد از عدم ابتلا به اچ‌آی‌وی (ویروسِ ایدز)/ایدز، باید تمام رفتارهای پرخطر را کنار گذاشت و حداقل شش ماه پس از زمانِ آخرین رفتار پرخطر، آزمایش داد. این آزمایش، در مراکز مشاورۀ ایدز سراسر ایران، رایگان است. نشانی مرکز مشاورۀ ایدز شهر خود را می‌توانید از دانشگاه علوم پزشکی یا مرکز بهداشت شهرتان به دست آورید.

در پایانِ مقالۀ ویکی‌پدیای فارسی، در بخشِ «پیوند به بیرون» سایت‌های مفیدی دربارۀ مباحث مربوط به ایدز معرفی شده که برخی امکان پرسش و پاسخ به صورت ناشناس هم دارند.

از زمان ابتلا به ویروس تا بروز بیماری، بسته به بنیه و توان دفاعی بدنِ فردِ مبتلا، ممکن است حتی تا ده سال طول بکشد. هرچند بیشتر افراد +HIV پس از حداکثر پنج سال وارد فاز بروز سندرم ایدز خواهند شد.



*: منظور از پوشش، همان کـا*ندوم است.

ما، عموم مردم ایران، باید از عمق جان باور کنیم که به صنعت گردشگری موفق و سودآور در کشورمان نیازمندیم و باید هر یک از ما، در هر جایگاهی، در حد توان به رشد و شکوفایی صنعت گردشگری ملی کمک کند.


- نفت، در زمانی نه چندان دور، در زمان نوه‌های ما، تمام خواهد شد و آن زمان، منبع درآمد اصلی ما از بین خواهد رفت. ما که کمتر هنری به غیر از فروش نفت داریم، در آن زمان چه خواهیم کرد؟ چگونه خرجِ بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و حقوق کارمندانِ دولت را خواهیم داد؟ ما که درآمد اصلی ملی‌مان وابسته به نفت است، در آن زمان چگونه خواهیم زیست؟


- چه راهی برای خنثی‌سازی تبلیغات ضدایرانی بهتر از خدمات مناسب و امنیت برای گردشگران خارجی؟


- این همه فرصت درآمدزایی، جاذبۀ گردشگری و آثار تاریخی و باستانی در کشور ما، بلااستفاده مانده‌اند. در دنیای ما، کشورها اقدام به ساخت جاذبه‌های مصنوعی و الکی کرده‌اند و چه پول‌های بسیاری که درآورده‌اند و در همین زمان، ما هنرِ بهره‌مندی از میراث نیاکانمان را نداشته‌ایم. آیا حیف نیست؟