نوشته‌های محمدمهدی معادی‌خواه

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

روزنوشت‌ها، خاطرات، دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها،‌ توصیه‌ها، تجربیات و...

وبلاگ شخصی و رسمی من، محمدمهدی معادی‌خواه (-۱۳۷۴)؛ دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهٔ «آموزش زبان انگلیسی» در دانشگاه اراک. (البته، این، وضعیت فعالی و حال حاضر من است)

خیلی خوش آمدید. اینجا یادداشت‌های شخصی و عمومی من را می‌خوانید.

اینجا قرار است دربارهٔ موضوعات مختلفی که به آن‌ها می‌اندیشم و دیدگاه‌های شخصی‌ام بنویسم.

۸ مطلب با موضوع «مسائل اقتصادی» ثبت شده است

لینک (پیوند): کلید خاموشی بحران: اقتصاد سیاسی حوزه نیرو در ایران؛ ریشه چالش آب و قطع برق (یادداشت و تحلیل حمید چیت چیان (وزیر نیرو در دولت یازدهم) دربارۀ سیاست قیمت گذاری و نرخ فروش برق و آب در کشور - روزنامۀ دنیای اقتصاد)(+)


البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که از نظر مصرف برق، کشور ما در ردۀ نوزدهم جهان است و کشور آلمان که از نظر تعداد افراد جمعیت شبیه ماست؛ چندین رتبه از ما بالاتر است. (منبع) البته این حرف درست است که شاید مصرف برق آلمان بالاست چون برای مصــرف کــارخانه و مراکز تولــید کالا و خدمات استــفاده می شود؛ اما به هر حال، کشور ما، کشور پرمصرفی از نظر مصرف برق نیست. شاید هم چون ما در ایران منازل را با برق گرم نمی کنیم و با برق اجاق پخت و پز را روش نمی کنیم؛ مصرف تا حدی پایین است که در ردۀ نوزدهم قرار بگیریم.

به هر حال، مطالعۀ یادداشت خواندنی جناب چیت چیان، خالی از لطف نیست و لازم است همۀ ما به فکر باشیم و درست مصرف کنیم.

دوستان، خواهران و برادران، در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم و در روزگارِ ما، بیمه خیلی مهم است. مخصوصاً بیمه‌های عمر، بازنشستگی (تأمین اجتماعی یا صندوق بازنشستگی کشوری؛ بسته به این که کجا و برای چه کسی کار می‌کنید)، عمر و سرمایه‌گذاری، حوادث، بلایای طبیعی منزل مسکونی و مسئولیت.

شما را به خدا قسم که برای بیمه نکردن خود و عزیزان و دارایی‌هایتان، بهانه نیاورید که شرکتهای بیمه به تعهدات خود عمل نمی‌کنند و.... اولاً که لنگه کفش کهنه در بیابان نعمتی است و ثانیاً بیمۀ مرکزی بر شرکت‌های بیمه نظارت جدی دارد و میتوان در صورت تخلف و عدم تمکین شرکت‌های بیمه برای پرداخت خسارت، می‌توان از شرکت مربوطه به بیمۀ مرکزی شکایت کرد. آن هم به صورت الکترونیکی، آنلاین و اینترنتی. اینجا یا اینجا. اگر باز نشد با تلفن بیمۀ مرکزی تماس بگیرید.

نمی‌دانم قضیۀ آن خانم ده‌دار را از تلویزیون شنیدید که با مبلغی ناچیز و از بودجۀ ده‌داری، خانه‌های اهالی را بیمۀ بلایای طبیعی (معروف به بیمۀ آتش‌سوزی) کرده بود و از قضا، پس از وقوعِ سیل در آن منطقه، بیمه خسارت منازل مسکونی اهالی را جبران کرد.


حداقلّ فایدۀ بیمه آن است که انسان‌ها با آرامش خیال به برنامه‌ریزی و تلاش بپردازند. این بهره هم با پرداخت مبالغ ناچیز تا نسبتاً ناچیز به راحتی به دست می‌آید.


من، خودم به تمام این چیزهایی که گفتم اعتقاد دارم و هنوز، در حال حاضر و زمان نوشتن این متن، نمایندگی هیچ شرکتی را هم ندارم و از هیچ یک، هیچ پورسانت و هزینه‌ای هم نمی‌گیرم و این که چرا این متن را می‌نویسم، دلیلش این است که اگر این متن باعث شود که خواننده‌ای، برای بیمه کردن خودش، عزیزانش و یا خانه‌اش اقدام کند، همۀ ما در جامعه‌ای بهتر زندگی خواهیم کرد و کسی در اثرِ حادثه از هستی ساقط نخواهد شد.


شرکتهای بیمۀ برترِ کشور از نظرِ من   
-    بیمۀ پارسیان (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ ما (ملت ایران) (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ سرمد
-    بیمۀ دانا
-    بیمۀ البرز
-    بیمۀ پاسارگاد  (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ سامان  (به ویژه برای بیمه‌های عمر و سرمایه‌گذاری)
-    بیمۀ ملت
-    بیمۀ حافظ (بیمۀ درمان انفرادی با مراکز طرفِ قرارداد نسبتاً خوب در کلّ کشور)


بیمه را جدی بگیریم و با هر ریسکی که بیمه‌ای برای آن به فروش می‌رسد، با خرید بیمه‌نامه، مقابله کنیم.

ما، عموم مردم ایران، باید از عمق جان باور کنیم که به صنعت گردشگری موفق و سودآور در کشورمان نیازمندیم و باید هر یک از ما، در هر جایگاهی، در حد توان به رشد و شکوفایی صنعت گردشگری ملی کمک کند.


- نفت، در زمانی نه چندان دور، در زمان نوه‌های ما، تمام خواهد شد و آن زمان، منبع درآمد اصلی ما از بین خواهد رفت. ما که کمتر هنری به غیر از فروش نفت داریم، در آن زمان چه خواهیم کرد؟ چگونه خرجِ بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و حقوق کارمندانِ دولت را خواهیم داد؟ ما که درآمد اصلی ملی‌مان وابسته به نفت است، در آن زمان چگونه خواهیم زیست؟


- چه راهی برای خنثی‌سازی تبلیغات ضدایرانی بهتر از خدمات مناسب و امنیت برای گردشگران خارجی؟


- این همه فرصت درآمدزایی، جاذبۀ گردشگری و آثار تاریخی و باستانی در کشور ما، بلااستفاده مانده‌اند. در دنیای ما، کشورها اقدام به ساخت جاذبه‌های مصنوعی و الکی کرده‌اند و چه پول‌های بسیاری که درآورده‌اند و در همین زمان، ما هنرِ بهره‌مندی از میراث نیاکانمان را نداشته‌ایم. آیا حیف نیست؟